عبد الرحمن جامي

مقدمة 3

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

مكّه بود به قصد زيارة حج از هرات بيرون رفت . در آغاز ماه جمادى الآخرة به بغداد رسيد واندكى پس از آن براي زيارة مشهد امام حسين عليه السّلام عازم كربلاء شد ، مدّت كوتاهى پس از بازگشت وى به بغداد أو را به غلط بدان متّهم كردند كه در فقره‌اى از دفتر أوّل سلسلة الذّهب خود عقائد شيعيان را مورد استهزاء قرار داده است . دليل اين اتّهام آن بود كه مردى به نام فتحى ، كه همراه كاروان از هرات به راه افتاده وبا بعضي از افراد كاروان نزاع كرده بود ، براي انتقامجويى مىخواست مردم شيعه مذهب بغداد را بر ضدّ كاروان بشوراند . براي اين كار بعضي از اشعار قسمتى از سلسلة الذهب را برداشته وبه جاى آنها اشعار ديگرى قرار داده بود كه از آنها ضديّت با تشيّع احساس مىشد 26 . جامى ، در اجتماعي كه به اين منظور فرآهم شد ، با خواندن صورت كامل متن اثر خود به آسانى توانست بدگويان وبدخواهان را خاموش كند . جامى ، پس از چهار ماه توقّف در بغداد ، سفر به مكّه را دنبال كرد وبراي آنكه به زيارة مرقد علي عليه السّلام مشرّف شود راهى را كه از نجف مىگذشت اختيار كرد . پس از گزاردن حج از طريق دمشق وحلب به زادگاه خود بازگشت ، ودر ضمن سفر مدّت 45 روز براي استماع حديث از محمّد الخيضرى 27 ، محدّث مشهور وقاضى مذهب شافعي ، در دمشق به سر برد . با آنكه قسمت عمدهء آثار منظوم جامى پس از اين سفر فرآهم شد ، شهرت وى در آن زمان به سراسر جهان اسلام رسيده بود . در نتيجة ، چون محمّد دوم سلطان عثمانى از آن آگاه شد كه جامى به زيارة خانهء خدا رفته است ، كسى را به نام عطاء اللّه كرمانى 28 به دمشق فرستاد تا أو را براي ديدار از سلطان در استانبول دعوت كند ومبلغ 000 ، 5 اشرفى 29 براي أو هديه فرستاد ووعده كرد كه اگر دعوت پذيرفته شد 000 ، 100 اشرفى ديگر به أو بدهد . ولى هنگامى كه كرمانى به دمشق رسيد ، جامى آن شهر را به قصد حلب ترك كرده بود ، وچون جامى آگاه شد كه كرمانى در پى أو عازم حلب است ، ناگهانى به جانب تبريز به راه افتاد وظاهرا نمىخواست وضع چنان شود كه آشكارا دعوت سلطان را رد كند .